جمعه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۹
خانه / دین و اندیشه / مهدویت / دوران ظهور / آیا ظهور و قیام امام مهدی امری مافوق طبیعی است؟

آیا ظهور و قیام امام مهدی امری مافوق طبیعی است؟

آیا ظهور و قیام امام مهدی امری مافوق طبیعی است؟

مقدمه: برخی بر این باورند كه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دنیای سرشار از عدالت و فضیلت و آكنده از طراوت و نشاط آخرالزمان را به صورت معجزه آسا و با استفاده از نیروهای فوق طبیعی بنا خواهد كرد؛ مستند دیدگاه نخست، احادیثی است كه بر وجود پدیده های مافوق طبیعی دلالت دارند. فراوانی چنین پدیده های اعجازآمیز نشان گر آن است كه جریان ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تشكیل حكومت جهانی پدیده ای منحصر به فرد است كه با ارادۀ ویژۀ الهی شكل می گیرد و عوامل طبیعی وعادی در تحقق آن نقش چندانی ندارند. اما دسته دیگری از دانشمندان، از جریان ظهور و رخدادهای پس از آن تفسیری كاملاً عادی ارائه می كنند و معتقدند جنبش امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم چون سایر جنبش های عالم، محكوم سنت هایی طبیعی است كه به مشیت الهی در عالم هستی و در طول تاریخ در جریان بوده است و قیام امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از این جهت، پدیده ای منحصر به فرد نیست. این امر موضوعی است که در نوشتار حاضر بدان پرداخته شده است.

آیا ظهور و قیام امام مهدی امری مافوق طبیعی است؟

دیدگاه ها در این زمینه

بر اساس تفسیر نخست- که گاه از آن، با عنوان نظریه «حصولی بودن ظهور» یاد می شود. نهضت و قیام امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، پدیده ای است که با اراده مستقیم الهی و به کمک عوامل غیبی، آغاز می شود و به انجام می رسد و اقبال و ادبار مردم و نیز توجه و تلاش یا غفلت و سستیِ آن ها هیچ تأثیری در تقدیم یا تأخیر این حادثه بزرگ ندارد.

اما طبق دیدگاه دوم- که با عنوان نظریه «تحصیلی بودن ظهور»، شناخته می شود حرکت جهانی آن حضرت، روالی عادی و طبیعی دارد و از این رو، نیازمند فراهم شدن بسترها و شرائط توسط توده مردم است. از میان این دو دیدگاه، دیدگاه دوم به طریق صواب، نزدیک تر است؛ چراکه دیدگاه نخست، از اشکالات متعددی رنج می برد که در ادامه، پاره ای از آن ها را به اختصار، خواهیم گفت:

1- اعتقادی بر خلاف اصل و روال طبیعی

اعتقاد به اعجازآمیز بودن نهضت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، اعتقادی بر خلاف اصل و روال طبیعی است. اصولاً در جهان هستی- که جهان اسباب و مسببات است- هیچ پدیده ای را نمی توان نشان کرد که بدون اسباب و علل عادی، تحقق یافته باشد؛ به عنوان نمونه برای سیر شدن باید غذا میل کرد و برای سیراب شدن باید آب نوشید. هم چنان که برای تحصیل یک گیاه، باید دانه اش را کاشت و نهال آن را پرورش داد و آب و نور کافی را برایش مهیا نمود. این توقع که گرسنگی و تشنگی، بدون خوردن غذا و نوشیدن آب، بر طرف شود، یا بدون فراهم کردن شرائط رشد یک نهال، آن نهال به بار بنشیند، توقع بی جایی است؛ چرا که به تعبیر امام صادق (علیه السلام):«أبَی اللهُ أن یَجرِی الاشیاءَ إلاّ بِأسبابِها» ؛ «خداوند از این که پدیده ها را جز به واسطه اسباب، تحقق بخشد، ابا دارد».

بر این اساس، طبیعتاً نهضت و قیام امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز مشمول همین قانون خواهد بود و اگر کسی مدعی باشد که این مهم، با دخالت عوامل فوقِ طبیعی و بدون فراهم شدن بسترهای عادی، شکل خواهد گرفت، باید بر مدعای خود، دلیلی قاطع اقامه نماید.

2- نا ساز گاری با آیات قرآن کریم

این دیدگاه، با محتوای پاره ای از آیات قرآن کریم نیز ناسازگار است؛ به عنوان نمونه، آیه شریفة: { إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ }، به روشنی، تغییر سرنوشت جوامع را از رهگذر تحولاتی می داند که می بایست در درون آن جوامع شکل گیرد و به تعبیر دیگر، سنت الهی بر این است که سرنوشت جوامع، نه با دخالت عوامل غیبی و نامرئی، که بر اساس شایستگی ها و لیاقت های خود آن ها رقم بخورد. تغییری که در آخرالزمان به دست امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، در عالم انسانی تحقق خواهد یافت نیز، مصداقی از آیه مورد اشاره است و از این رو، برای ایجاد چنین تحولی- که به جهت وسعت و عمق، بی نظیر است- نباید منتظر دخالت عوامل فوق طبیعی نشست؛ بلکه می بایست در توده مردم، زمینه چنین تحولی شکل بگیرد.

3- سومین اشکال این دیدگاه

سومین اشکالی که به دیدگاه نخست وارد است این است که اگر ما معتقد به اعجازی بودن حرکت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم، به این سؤال اساسی که چرا غیبت آن حضرت، صدها سال به طول انجامیده است، پاسخی نخواهیم داشت؛ چرا که اگر بناست کار ایشان، به وسیله اعجاز به سامان برسد، بسیار منطقی است که بپرسیم چرا این اعجاز، صدها سال به تأخیر افتاده است؟! حال که قرار نیست برای ساخته شدن دنیایی سرشار از خوبی ها و تهی از رنج ها و حرمان ها در مردم، تحولی به وجود آید و به رشد و بلوغ برسند و این مهم، تنها به یک اشاره خداوند توانا و به امدادهای غیبی، شدنی است، پس چرا این اشاره خداوندی، قرن ها به تأخیر افتاده است و از همان نخست، کارها به سامان نرسید؟! دیدگاه دوم به سادگی به این سؤال پاسخ می دهد که اگر ظهور، فرایندی است عادی، پس برای تحققش نیز باید مردم مهیا شوند و شرائط و زمینه های آن را فراهم کنند و چون تاکنون چنین نکرده اند، ظهور نیز به تأخیر افتاده است.

از آنچه گذشت، روشن شد که دیدگاه درست، همان نظریه دوم است؛ البته، تذکر این نکته ضروری است که عادی دانستن نهضت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به معنای نفی امدادهای غیبی نیست؛ چراکه، بی گمان، آن حضرت از آغاز تا سرانجام حرکت الهی خود، به وسیله امدادهای ویژه الهی، تأیید و مساعدت خواهند شد و این موضوع، از روایات متعددی به دست می آید که پاره ای از آن ها در قسمت های پیشین، ذکر شد.

هم چنان که نهضت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پدیده ای کاملاً عادی و طبیعی محسوب می شود؛ با وجود آن که دست غیبی خداوند، همواره یاری گر آن بود. به عنوان نمونه، در آیه 124 سوره آل عمران، آمده است: {…ألنْ یَکْفیَکُم أن یُمِدَّکم ربُّکم بِثلاثةِ آلافٍ مِن المَلائکةِ مُنزِلین}؛« آیا این شما را كفایت نمى‏ كند كه خدا سه هزار فرشته به یارى شما فرو فرستد؟».

اصولاً لزوم تأیید حرکت های الهی، توسط امدادهای غیبی و عوامل فوق طبیعی، خود، یکی از قوانین حاکم بر هستی است و خداوند اراده کرده است که افراد یا اجتماعاتی که با نیاتی زلال در مسیر کمال، گام بر می دارند را در شرائط بحرانی به کمک نیرو های پیدا و پنهان خود، یاری نماید. از این رو نمی توان به استناد احادیثی که از تأیید شدن امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وسیله فرشتگان و سایر نیروهای فوق طبیعی سخن می گویند، غیر عادی و معجزه آسا بودن نهضت آن حضرت را برداشت کرد؛ چرا که این احادیث، ناظر به موارد خاصی و جزئی اند و بسیار تفاوت است میان این که نهضت و قیام امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از اساس، معجزه گونه تفسیر کنیم و یا این که معتقد باشیم جریان انقلاب جهانی آن حضرت، از روال عادی و طبیعی برخوردار است و امدادهای غیبی در موارد خاص، آن را تأیید می کنند.

نتیجه: بر دیدگاه نخست مبنی بر اعجاز آمیز بودن قیام امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشکالاتی وارد است از جمله:

1- اعتقاد به اعجازآمیز بودن نهضت و قیام امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، اعتقادی بر خلاف اصل و روال طبیعی است.

2- این دیدگاه، با محتوای پاره ای از آیات قرآن کریم نیز ناسازگار بیان گردید.

3- در صورت اعتقاد به اعجازی بودن حرکت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به این سؤال اساسی که چرا غیبت آن حضرت، صدها سال به طول انجامیده است، پاسخی نخواهیم داشت. بنابراین، روشن شد که دیدگاه درست، همان نظریه دوم به معنی «تحصیلی بودن ظهور» است. البته، تذکر این نکته ضروری است؛ که عادی دانستن نهضت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به معنای نفی امدادهای غیبی نخواهد بود.

حتما ببینید

تهمت و افتراء از دیدگاه اسلام

تهمت و افتراء از دیدگاه اسلام تهمت و بهتان یکی از گناهان کبیره ای است …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *