پنجشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
خانه / دین و اندیشه / اخلاق و عرفان / تهمت و افتراء از دیدگاه اسلام

تهمت و افتراء از دیدگاه اسلام

تهمت و افتراء از دیدگاه اسلام

تهمت و بهتان یکی از گناهان کبیره ای است که مستقیما در رابطه با نابودی حسن اعتماد در جامعه و ایجاد روح بدبینی و شکاف در صفوف متشکل ملت های مسلمان عمل می کند و در موضوع بهتان از نظر قرآن و اخبار معتبر وارد، مسائل بیشماری مطرح می شود از جمله: 1-بهتان چیست؟ و مورد آن کدام؟ و با غیبت چه تفاوت ماهوی دارد؟ 2-مذموم بودن عمل بهتان و افتراء. 3-چرا بهتان منع شده و در اسلام حرام می باشد؟ 4-انواع بهتان.

معنی بهتان و تهمت

در قرآن کریم متجاوز از 6 آیه[1] وارد است که ماده بهتان در آن بکار برده شده است و علاوه بر اینها، آیات زیادی وجود دارد که ماده بهتان در آن ها صریحا ذکر نشده و لکن مربوط به آن بوده و از موارد و آثار بهتان گفتگو می کند.

بدیهی است که در این آیات نیز که ماده بهتان در آنها نام برده شده تنها برخی از احکام و آثار آن مورد تذکر واقع شده و خیلی از مسائل مربوط به بهتان از جمله مسأله: فرق بین غیبت و بهتان و سایر صفات روحی را بصراحت مورد بررسی قرار نمی دهد و تنها اخبار و روایات معتبر است که باین مسأله می پردازد.

ازاینرو این اصل مهم اسلامی را می پذیریم که در توجیه و تبیین آیات و تعیین موارد روشن آنها، نیازمند کلمات گهربار ائمۀ اطهار و مفسران و کارشناسان وحی و فهم قرآن هستیم.

امام کاظم(علیه السلام) فرمود: «من ذکر رجلا من خلفه بما هو فیه عرفه الناس لم یغتبه و من ذکره من خلفه بما هو فیه مما لا یعرفه الناس، اغتابه و من ذکره بما لیس فیه فقد بهته»[2]

یعنی«کسیکه پشت سر دیگری بدگوئی کند بکلامی که مردم آنها را می دانند غیبت محسوب نمی شود و اگر بدگوئی از دیگری کند در حالیکه دیگران از آن صفت زشت و ناپسند خبر ندارند غیبت بشمار می آید و لکن معنای بهتان اینست که کسی از کس دیگری بدگوئی کند که در او نیست باو بهتان زده است».

چنانکه خوانندگان ملاحظه می کنند از نظر رهبران اسلامی غیبت حرام، تنها در دو مورد صدق می کند:

اول در موردی که صفت بد در شخص مورد غیبت، وجود داشته باشد.

دوم اینکه صفت زشت و ناپسند و یا گناه مرتکب شده برای دیگران معلوم نباشد بدین ترتیب که گناهی را در خفا انجام داده و در ارتکاب آن تظاهری نداشته باشد و شخص دیگری بآن پی برده بخواهد آنرا در نزد دیگری افشا کند و آبروی او را ببرد.

و لکن اگر عمل زشت و ناپسندی را آشکارا انجام داده و برای مردم نیز معلوم باشد غیبت شمرده شده نقل این صفت نزد دیگری از حرمت غیبت مستثنی می باشد.

اما بهتان تنها در صورتی تحقق پیدا می کند که بدگوئی، در صفت و یا عمل زشتی باشد که در شخص وجود ندارد و شخص بهتان زننده تنها از طریق دروغ و افتراء، عمل یا صفت زشت را به او نسبت می دهد.

ناگفته پیداست که جواز غیبت و عدم جواز آن مثل بهتان مبتنی بر یک اصل مهم اسلامی است و آن اینکه اسلام به مسأله وحدت و یکپارچگی در تمام شئون سیاسی و اقتصادی و… اهمیت فوق العاده داده و کارائی و تحکیم قدرت و پیشرفت در همۀ ابعاد را، مرهون وحدت صفوف نیروها می داند و اختلاف را بهر نحوی بدون جهت و از روی اغراض واهی، مردود می داند و عواملی را که سبب اختلاف و شکاف در صفوف متشکل جامعۀ اسلامی باشد بعناوین مختلف و بصورت های گوناگون با استراتژی خاصی دقیقا مورد بررسی قرار داده، آنرا بر طرف می سازد.

و از جمله موانع، غیبت و بهتان می باشد و اسلام در منع آنها باصل کلی نامبرده توجه خاص دارد.

آری برخی از موارد حفظ صفوف متشکل و وحدت و یکپارچگی در شئون جامعه اسلامی نیازمند غیبت مجاز می باشد که در حقیقت یک نوع انتقاد سازنده و پاسخ دندان شکنی در مقابل کسانیکه ناموس عمومی و عفت همگانی مسلمین را حفظ ننمایند و دست بیک سلسله اعمال بد و زشت و ناپسند بزند می باشد تا بدین ترتیب کسانی را که پا را فراتر گذاره، کمک بتوسعه فساد کرده بخواهند شأن و مرتبه عفت و پاکدامنی را در نظر افکار عمومی تنزل بدهند بمقابله برخواسته و مجازاتی برای آنان قائل می شود و آن اینکه حفظ حرمت کسانی را که علنا گناه کرده، در حقیقت کمک به فساد می کنند لازم نیست و اجازه داده شده است تا در اولین گام برای مبارزه با او و در حقیقت فساد و گناه و در نتیجه برای حفظ نظام عفت جامعۀ مسلمین، بدگوئی چنین کسانی را علنا جایز می داند و در واقع این انتقاد مجاز وسیله است برای ریشه کن کردن مفاسد نه هدف.

از مطالب گذشته فرق بین غیبت و بهتان روشن گردید و روایت زیر صریحا به این معنی دلالت دارد:

عبد الرحمن بن سبابه از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند که شنیدم می فرمود:

«الغیبة ان تقول فی اخیک ما ستره اللّه تعالی… و البهتان ان تقول فیه، ما لیس فیه» «غیبت این است که تو در مورد برادر خود صفتی را بگوئی که خداوند آنرا مستور داشته است و بهتان اینست که تو مطلبی را دربارۀ برادر خویش بگوئی که در او نیست»[3]

عدم تهمت یکی از شرایط پذیرش بیعت است

در قرآن عدم بهتان یکی از شرایط بیعت با پیامبر گرامی اسلام و التزام بدین شمرده شده است در قرآن سورۀ ممتحنه آیه 12 چنین می فرماید: «ای پیامبر گرامی، چون زنان مؤمن آیند که با تو بر ایمان بیعت کنند که دیگر شرک بخدا نیاورند و سرقت و زناکاری نکنند و اولاد خود را بقتل نرسانند و برکسی افتراء و بهتان میان دست و پای خود نبندند(یعنی فرزندیکه میان دست و پای خود پرورده و علم بآن از انعقاد نطفه دارند آنرا بدروغ بکسی ببندند) و با تو در هیچ امری(که بآنها کنی)مخالفت نکنند با این شرائط، با آنها بیعت کن و بر آنان از خدا آمرزش و غفران طلب کن»[4]

ناگفته پیداست این آیه گرچه مربوط بزنان است و لکن در اینکه حکم کلی است و در اینکه عدم بهتان یکی از شرائط بیعت با رهبر امت بشمار می رود فرقی نداشته زن یا مرد و هر قوم و نژادی اعم از سفید و سیاه و.. که مسلمان باشند باید این شرط را دارا باشند.

زشتی و نکوهش تهمت از نظر قرآن

مسلمانان نمی توانند در برابر متهم شدن افراد بیگناه سکوت کنند، باید تهمت زننده را سر جای خود بنشانند

قرآن«بهتان»را یکی از گناهان آشکار و ایذاء و اذیت بغیر را یکی از مصادیق آن می داند چنانکه در سورۀ احزاب/58 چنین می گوید:

«و الذین یؤذون المؤمنین و المؤمنات بغیر ما اکتسبوا فقد احتملوا بهتانا و اثما مبیتا»

«آنهائی که مردان و زنان با ایمان را، بی گناه و بدون جهت رنجانیده و آزار دهند دانسته و بعمد، مرتکب بهتان و گناه بزرگی میشوند».

این آیه شریفه بنکاتی چند اشاره می کند از جمله:

1- ایذاء و اذیت بدون استحقاق، بهتان شمرده شده و دلیل آن اینست که شخص آزاردهنده، تنها هنگامی به فکر آزار کسی می افتد که قبلا برای او نزد خود جرمی برای او تراشیده باشد مثلا می گوید چرا این کار را انجام داده است؟و چرا آن کار را انجام نداده است و باین ترتیب او را نزد خویش مقصر و گناهکار می پندارد در حالیکه این کار و یا آن کار را انجام نداده و او جرمی نداشته است و او تنها مرتکب بهتان آشکار گردیده است.[5]

2- قرآن بهتان را در آیه بالا و آیه 20 سوره نساء، گناه آشکار(اثما مبینا)تعبیر آورده است و جهت آن اینکه افتراء و بهتان از جمله اعمال زشت و ناپسندی است که عقل مستقلا حکم به ناپسندی آن می دهد و نیازی بورود نهی از شارع مقدس نیست و به اصطلاح علماء علم اصول حکم بزشتی آن از مستقلات عقلی محسوب می شود و بدین ترتیب قرآن زشتی، و پلیدی افتراء و بهتان را از فطریات انسان می داند و زشتی و بدی آنرا محتاج به استدلال و اقامه برهان نمی داند چنانکه هر انسانی، ظلم و ستم بغیر را مطابق فطرت اولیه خود آن را بد و ناپسند می داند و همچنین است افتراء و بهتان بدیگری.[6]

*** آیا می دانید چرا قرآن بهتان را یک عمل زشت و ناپسند می داند؟ آنرا با صراحت تمام مورد مذمت قرار می دهد؟برای اینکه با یک کلمۀ تهمت، آبروی یک انسان محترم و با شخصیت که سالیان زیادی آنرا با تحمل مشقات و زحمات بدست آورده است و بمنزلۀ خون برای زندگی وی می باشد چه بسا بر باد می رود چنانکه امروزها از ناحیۀ دشمنان انقلاب اسلامی بدون درک مسئولیت شرعی از روی غرض و مرض تنها برای کوبیدن افراد لایق و سالم و با آبرو و در حقیقت برای نابودی انقلاب اسلامی انجام می شود و در حقیقت ترور شخصیت می گردد تا بتوانند خلاء شخصیت بارز انقلابی، ایجاد کنند و در نتیجه بمقاصد پلید سلطه بر جامعۀ مسلمین و اجراء نقشه- های خطرناک استعمار برسند.

از اینرو در آیات قران، دو تعبیر جالب پر معنی می بینیم:

اول اینکه در برخی از آیات مثل این آیۀ:

«من یکسب حطئة او اثما ثم یرم به بریئا فقدا حتمل بهتانا و اثما مبینا»[7]

یعنی «هر کس خطا یا گناهی مرتکب شود سپس بی گناهی را متهم سازد بار بهتان و گناه آشکاری بر دوش گرفته است»

تعبیر لطیفی در این مورد بکار رفته است و آن جملۀ(یرم به بریئا )می باشد یعنی اینکه گناه را بطور کلی و از جمله بهتان و تهمت را بمنزلۀ تیری می داند که بسوی هدف پرتاب شود اشاره باینکه همانطوری که در میدان کارزار تیراندازی باعث از – بین رفتن انسانها و ریختن خونهای پاک می گردد و همچنین تهمت و بهتان مثل سایر گناهان باعث از بین رفتن آبروی یک فرد بمنزلۀ خون زندگی او است شده آنرا در معرض نابودی قرار می دهد

و در حقیقت قرآن با این تعبیر بروشنی و مفسدۀ بهتان و اینکه با حیات و اساس زندگی و خوشبختی و بدختی انسان سر کار دارد اشاره می کند. این آیه یک نکته دیگری نیز دارد و آن اینکه «خطیئه »هر گناه اعم از عمد و غیر عمد را دربرمی گیرد زیرا هیچگونه گناهی (اعم از عمد و غیر عمد)با روح سلیم انسان سازگار نیست

و اگر از او سر بزند در واقع یک نوع لغزش و خطا است که شایسته انسان آزاد و سعادت طلب نیست ولی«اثم» معمولا به گناهان عمدی و اختیاری گفته میشود و در اصل«اثم»بمعنای چیزی است که انسان را از کار بازمی دارد و از آنجا که گناهان از جمله تهمت و افتراء آدمی را از کارهای نیکو بازمی دارد بآنها اثم گفته شده است.

و تعبیر دوم در قرآن در مورد تهمت، جمله «فقد احتمل بهتانا »در سورۀ نساء و جملۀ«فقد احتملوا بهتانا»در سورۀ احزاب می باشد و آن اشاره به سنگینی و دوام مسئولیتی است که عمل بهتان بر دوش هر انسانی ایجاد می کند و در حقیقت با بهتان بغیر، یکنوع سنگینی و مسئولیتی بسیار بزرگ بر عهدۀ بهتان زننده گذارده میشود که چه بسا تحمل آن طاقت فرسا است.

آیا هیچ آدم عاقلی صحیح می داند که خود را زیر دین و مسئولیت خطیر عذاب – آور و بدبختی زای بهتان و تهمت قرار دهد؟.

حال برای اینکه خوانندگان اهمیت این سنگینی بار گناه دیگران را در گردن خود درک کنند روایتی است که در این مورد از امام صادق(ع) وارد شده است که ذکر آن در اینجا بی مناسبت نیست.

«البهتان علی البرئی اثقل جبال راسیات»[8]

یعنی«تهمت زدن بافراد بی گناه از کوههای عظیم نیز سنگین تر است».

چنانکه ملاحظه می کنید امام صادق(علیه السلام) برای اینکه سنگینی گناه عمل بهتان را که غیر محسوس است برای مسلمانها خوب تجسم کند آنرا بمحسوس تشبیه کرده که هر انسان معمولی نیز می تواند آنرا بخوبی درک نماید زیرا هر انسانی در هر مرحله از ادراک که باشد سنگینی کوههای عظیم و غول پیکر را خوب می تواند، تصور کند و باین ترتیب زشتی بهتان را نیز بخوبی نزد خود مشخص می سازد.

روی همین ملاحظه است که علی(علیه السلام) عمل بهتان و زشتی آنرا به سنگینی آسمان که همواره در برابر دیده های انسانها قرار دارد و عظمت و بزرگی و سنگینی آن برای همه مشهود است تشبیه کرده می فرماید:

«البهتان علی البرئی اثقل من السماء»[9]

«بهتان بر شخص بی گناه(زشتی آن)از آسمان سنگین تر است.

وظیفۀ مردم در قبال تهمت به دیگری

در اینجا سؤالی پیش می آید و آن اینکه در مقابل بهتان بر دیگری بویژه بر رهبری امت اسلام چه رویه ای را باید در پیش گرفت و مسلمانان در قبال این اشخاص هتاک و بهتان زننده چه وظیفه ای دارند؟

باید بی تفاوت بود و دست روی دست گذاشت؟یا اینکه عکس العمل متناسب از خود بروز دهند و در حقیقت بهتان زننده را تأدیب نمایند و او را بجادۀهدایت راهنمائی کنند؟

قرآن در این مورد روش قاطع خود را به این نحو اعلام می دارد که باید مسلمانان شخصی را که بهتان بر دیگران بخصوص بر رهبری امت می زند مورد توبیخ قرار قرار دهند و از طریق فشار افکار عمومی، او را براه حقیقت بیاورند و این طریقۀ اصلاح بهترین و قاطع ترین و در عین حال آسان- ترین راهی است که می تواند باصلاح خود و در نتیجه جامعه بیانجامد و برای اینکار اسلام وظیفه ای توبیخ و سرزنش و تبری از شخص بهتان زننده را برای هر فرد مسلمان مقرر می دارد.

خدا در قرآن می فرماید:

«و لو لا اذ سمعتم و قلتم ما یکون لنا ان نکلم بهذا سبحانک هذا بهتان عظیم»[10]

«چرا هنگامی که بیانات منافقین را(در مورد بدگوئی و بهتان پیامبر گرامی اسلام و سایر مسلمانان) شنیدید نگفتید که جایز نیست بچنین سخنانی لب بگشائیم، منزه است ذات اقدس خداوند و این دروغ و بهتان بزرگی است».

و ناگفته پیدا است که تبری مسلمانان از شخص بهتان زننده یک حکم تعبدی نبوده موضوعیت ندارد بلکه وسیله ای است برای تحقق اهداف بزرگ اسلام و یکی از این اهداف ایجاد روابط سالم در زندگانی اجتماعی جامعه مسلمین که همۀ افراد با چنگ زدن بر ریسمان محکم توحید، بتوانند زندگی سعادتمندانه را ادامه دهند.

و بدیهی است که بهتان مثل سایر صفات زشت مثل دروغ و حسد و ریا و.. . یکی از موانع مهم این ارتباط سالم در جامعه است و باید از بین برود و قرآن نیز برای تحقق این آرمان بزرگ اسلام بصورتهای مختلفی عمل می کند مثلا در جائیکه می خواهند با بهتان و تهمت حق زن را ضایع کنند جدا از زن و حقوق مشروع وی دفاع می نماید و در حقیقت از شأن انسانیت بدفاع برمی خیزد در قرآن مجید می فرماید:

«و ان اردتم استبدال زوج مکان زوج و آتیتم احد یهن قنطارا فلا تأخذوا منه شیئا اتأخذونه بهتانا و اثما مبینا»[11]

«اگر خواستید زنی را رها کرده و زنی دیگری بجای او اختیار کنید و مال بسیاری، مهر او کرده اید البته نباید چیزی از مهر او بازگیرید آیا بوسیلۀتهمت زدن بزن مهر او را می گیرد، و این گناهی فاحش و زشتی اینکار آشکار است».

مفسران در شأن نزول این آیه چنین می نویسند که: پیش از اسلام، رسم بر این بود که اگر می خواستند همسر سابق را طلاق گویند و ازدواج جدیدی کنند برای فرار از پرداخت مهر، همسر خود را به اعمالی منافی عفت متهم می ساختند و بر او سخت می گرفتند تا حاضر شود مهر خویش را که قبلا دریافت داشته بپردازد و طلاق بگیرد و همان مهر را برای همسر دوم قرار می دادند، آیۀ فوق بشدت از اینکار زشت جلوگیری کرده آنرا مورد نکوهش قرار می دهد.[12]

چنانکه مشاهده می کنید این آیه برای حمایت از حقوق زنان نازل گردیده به عموم مسلمانان دستور می دهد که بهنگام تصمیم بر جدائی از همسر و انتخاب همسر جدید حق ندارند چیزی از مهر همسر اول خود کم بگذارند و یا اگر پرداخته اند آنرا با بهانه های واهی از طریق تهمت و بهتان و.. . پس بگیرند. هر قدر هم که مهر زیاد باشد که از آن تعبیر «به قنطار» (مال کثیر و ثروت زیاد)شده است و در تأکید این گفتار بالا در ذیل همین آیه می فرماید:

(و کیف تأخذونه و قد افضی بعضکم الی بعض).

یعنی: «و چگونه آنرا بازپس می گیرند در حالیکه شما با یکدیگر تماس و آمیزش کامل داشته اید»مجددا با استفهام انکاری برای تحریک عواطف انسانی مردها اضافه میکند که شما و همسرانتان مدتها در خلوت و تنهائی با هم بوده اید بمانند یک روح در دو بدن ارتباط و آمیزش کامل داشته اید چگونه بعد از این همه نزدیکی و ارتباط همچون بیگانه ها و دشمنان با یکدیگر رفتار می کنید و بیکیگر بهتان می زنید و حقوق مسلم همسرانتان را پایمال می کنید؟و سپس می – فرماید: «از این گذشته همسران شما پیمان محکمی بهنگام عقد ازدواج از شما گرفته اند چگونه این پیمان مقدس و محکم را نادیده می گیرید و اقدام به پیمان شکنی و بهتان و افتراء می کنید؟

باز قرآن در جای دیگر در مقام دفاع از مریم و رفع بهتان از او کسانی را که باو نسبت زنا می دادند چنین می گوید:

«قولهم علی مریم بهتانا عظیما»[13]

(و نیز) بخاطر تهمت بزرگی که بر مریم زدند» (یعنی بنی اسرائیل در راه کفر آنچنان سریع تاختند که به مریم پاکدامن، مادر پیامبر بزرگ خدا، که بفرمان الهی بدون شوهر، باردار شده بود تهمت بزرگی زدند).

این آیه گرچه در مورد مریم مادر عیسی می باشد و لکن در حقیقت، دفاع از شرف و حیثیت و حقوق مشروع اولیه هر زنی بلکه هر انسان محترمی است که نباید مورد تهمت و افتراء قرار بگیرد.

پی نوشت ها

[1] سورۀ نور آیۀ 16 و سورۀ ممتحنه/12 و سورۀ نسا آیـه 20 و 112 و 156 و سـورۀ احـزاب/58

[2] وافی ج 3/163.

[3] وافی ج 3/163-و روایت دیگری نیز در این مورد از بحار ج 75/248 و معانی الاخبار نقل شده است.

[4] «… و لا یأتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن…»

[5] المیزان، ج 16/ 361

[6] همان مدرک سابق.

[7] سوره نساء آیۀ 112

[8] سفینة البحار ج اول، ماده بهت

[9] اثنی عشریة ص 250

[10] سورۀ نور ص 16

[11] سوره نسا آیۀ 20

[12] تفسیر صافی ذیل همین آیه

[13] سوره نساء 156

حتما ببینید

کیفیت خواندن نماز دهه اول ذی الحجه

کیفیت خواندن نماز دهه اول ذی الحجه دهه اول ماه مبارک ذی الحجه دارای فضیلت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *